صمیمیت زوجین؛ موانع پنهان و راهکارهای بازسازی یک رابطه زنده
- صمیمیت، چیزی فراتر از دوست داشتن است
ممکن است دو نفر سالها در کنار یکدیگر زندگی کنند، برای فرزندانشان وقت بگذارند، مسئولیتهای اقتصادی و خانوادگی خود را انجام دهند و حتی از بیرون، زندگی مشترک موفقی داشته باشند؛ اما در خلوت رابطه، احساس کنند دیگر آن نزدیکی سابق میانشان وجود ندارد.
زن و شوهر ممکن است هنوز یکدیگر را دوست داشته باشند، اما کمتر با هم حرف بزنند؛ کمتر یکدیگر را در آغوش بگیرند؛ درباره احساساتشان صحبت نکنند و گفتوگوهایشان بیشتر به مسائل روزمره، فرزندان، کار و هزینههای زندگی محدود شده باشد.
اینجاست که باید میان «با هم بودن» و «با هم صمیمی بودن» تفاوت قائل شد.
صمیمیت در رابطه زوجی، صرفاً به رابطه جنسی محدود نمیشود. صمیمیت ابعاد عاطفی، شناختی، جسمانی و جنسی دارد و در عمق خود به این تجربه مربوط است که فرد احساس کند در رابطه دیده، شنیده، درک و پذیرفته میشود.
در ادبیات علمی روابط نزدیک، یکی از مفاهیم مهم در توضیح این تجربه، «پاسخگویی ادراکشده شریک» یا Perceived Partner Responsiveness است؛ یعنی اینکه فرد تا چه اندازه احساس کند همسرش او را میفهمد، به نیازها و تجربههای او اهمیت میدهد و در موقعیتهای مختلف به او پاسخ مناسبی میدهد. پژوهشهای جدید نیز این مؤلفه را از عوامل مهم در شکلگیری و حفظ صمیمیت میدانند.
به بیان سادهتر، گاهی آنچه یک زن یا مرد از همسرش میخواهد، حل کردن یک مسئله نیست؛ بلکه میخواهد بداند:
«آیا هنوز برای تو مهم هستم؟ آیا من را میبینی؟»
چرا صمیمیت در زندگی مشترک کمرنگ میشود؟
کاهش صمیمیت معمولاً یک اتفاق ناگهانی نیست. در بسیاری از موارد، این فاصله بهتدریج و در نتیجه مجموعهای از تعاملهای کوچک شکل میگیرد.
یک دلخوری که بیان نمیشود، یک عذرخواهی که اتفاق نمیافتد، یک نیاز عاطفی که بارها گفته میشود اما شنیده نمیشود، یا سالهایی که زوجین بیشتر «مدیر زندگی» بودهاند تا «همراه یکدیگر»، میتواند به تدریج فاصله عاطفی ایجاد کند.
در تجربه کار با زوجین، یکی از نکات قابل توجه این است که بسیاری از زوجها زمانی متوجه این فاصله میشوند که مدت زیادی از شکلگیری آن گذشته است.
آنها معمولاً نمیگویند:
«از پنج سال پیش صمیمیت ما کاهش پیدا کرده.»
بلکه میگویند:
«نمیدونم چی شد، ولی یکدفعه دیدم دیگه مثل قبل نیستیم.»
این «یکدفعه» در واقع اغلب حاصل سالها اتفاق کوچک و تکرارشونده است.
انتقاد؛ وقتی مسئله از رفتار همسر به شخصیت او منتقل میشود
یکی از موانع جدی صمیمیت، تبدیل شکایت از یک رفتار به حمله به شخصیت همسر است.
برای مثال، میان این دو جمله تفاوت زیادی وجود دارد:
«از اینکه امروز بدون هماهنگی تصمیم گرفتی ناراحت شدم.»
و:
«تو همیشه همینطوری هستی؛ اصلاً نمیشه روی تو حساب کرد.»
در جمله اول، رفتار مشخصی مورد انتقاد قرار گرفته است؛ اما در جمله دوم، شخصیت فرد زیر سؤال رفته است.
جان گاتمن، روانشناس و پژوهشگر شناختهشده حوزه روابط زوجین، در مطالعات چنددههای خود بر الگوهای تعامل زوجین، چهار الگوی مخرب را برجسته کرده است که با عنوان چهار سوار آخرالزمان رابطه شناخته میشوند: انتقاد، تحقیر، دفاعی شدن و دیوار کشیدن یا کنارهگیری.
پژوهشهای گاتمن و همکارانش نشان دادهاند که وجود مداوم این الگوها، بهویژه در کنار یکدیگر، با مشکلات جدیتر در کیفیت و ثبات رابطه همراه است. البته باید دقت کرد که این یافتهها به معنای آن نیست که هر بار بروز چنین رفتاری الزاماً به جدایی منجر میشود؛ مسئله اصلی، تکرار و تبدیل شدن این رفتارها به الگوی غالب رابطه است.
تفاوت مهمی وجود دارد میان اینکه بگوییم:
«از این رفتارت ناراحت شدم.»
و اینکه بگوییم:
«تو آدم بیمسئولیتی هستی.»
در اولی، هنوز راهی برای اصلاح رفتار وجود دارد؛ اما در دومی، خودِ فرد هدف قرار گرفته است.
تحقیر؛ جایی که اختلاف با بیرحمی از روی رابطه عبور میکند
تحقیر فقط ناسزا گفتن نیست.
تمسخر، چشمغره رفتن، پوزخند زدن، کوچک شمردن همسر و استفاده از عباراتی که شأن او را زیر سؤال میبرد نیز میتواند در همین مسیر قرار بگیرد.
در رابطهای که تحقیر وارد گفتوگوها میشود، مسئله فقط حل نشدن یک اختلاف نیست؛ بلکه احساس ارزشمندی فرد در رابطه آسیب میبیند.
وقتی فرد احساس کند همسرش او را دوست ندارد یا حتی برای او احترام قائل نیست، طبیعی است که برای نزدیک شدن عاطفی احساس امنیت کمتری داشته باشد.
به همین دلیل، در کار با زوجین باید به یک اصل مهم توجه کرد:
صمیمیت بدون احترام پایدار نمیماند.
ممکن است دو نفر اختلافهای فراوانی داشته باشند و همچنان رابطه خوبی داشته باشند؛ اما اگر اختلافها به تحقیر و بیاحترامی تبدیل شوند، زمینه برای فاصله عاطفی فراهم میشود.
دفاعی شدن؛ وقتی هر گفتوگو به دادگاه تبدیل میشود
یکی دیگر از الگوهای مخرب، دفاعی شدن مداوم است.
همسر میگوید:
«این روزها حس میکنم خیلی تنهام.»
و پاسخ میآید:
«من که تمام روز سر کارم! خودت هم هیچ کاری برای رابطه نمیکنی.»
در اینجا فرد به جای اینکه ابتدا تجربه همسرش را بشنود، بلافاصله وارد دفاع از خود میشود.
البته دفاع از خود در بسیاری از موقعیتها واکنشی طبیعی است. اما وقتی هر شکایت یا بیان نیاز، با توجیه، حمله متقابل یا مقصر کردن طرف مقابل پاسخ داده شود، گفتوگو عملاً متوقف میشود.
در این شرایط، حتی اگر فرد حق هم داشته باشد، ممکن است شیوه بیان او نتیجه مطلوبی ایجاد نکند.
یکی از مهارتهای مهم در رابطه سالم این است که بتوانیم گاهی بگوییم:
«ممکنه درباره بخشی از موضوع با تو اختلاف داشته باشم، اما اول میخواهم بفهمم چی تو رو ناراحت کرده .»
این جمله به معنای پذیرفتن همه تقصیرها نیست؛ به معنای باز نگه داشتن درِ ارتباط است.
دیوار کشیدن؛ وقتی یکی از زوجین دیگر حرفی نمیزند
گاهی زوجین تصور میکنند «حرف نزدن» بهتر از دعوا کردن است.
اما سکوت همیشه به معنای آرامش نیست.
گاهی فرد آنقدر خسته، ناامید یا هیجانزده است که از گفتوگو کناره میگیرد. این حالت میتواند به شکل نگاه نکردن، پاسخهای کوتاه، ترک موقعیت یا قطع ارتباط ظاهر شود.
البته در یک تعارض شدید، فاصله گرفتن موقت میتواند مفید باشد؛ بهخصوص اگر هدف، آرام شدن و بازگشت به گفتوگو باشد.
مشکل زمانی ایجاد میشود که کنارهگیری به ابزاری برای تنبیه همسر تبدیل شود.
تفاوت این دو جمله را باید جدی گرفت:
«الان خیلی عصبانیام. نیم ساعت زمان میخوام تا آروم بشم و بعد دربارهاش صحبت کنیم.»
و:
«دیگه باهات حرف نمیزنم.»
اولی یک مکث برای تنظیم هیجان است؛ دومی میتواند به قطع ارتباط و تشدید فاصله منجر شود.
پژوهشهای مرتبط با مداخلات زوجی نیز نشان دادهاند که ایجاد وقفه مناسب در تعارض میتواند به کاهش برانگیختگی و جلوگیری از تشدید الگوهای منفی کمک کند.
یکی از مهمترین موانع صمیمیت: نشنیدن نیازهای عاطفی
گاهی زوجین تصور میکنند همسرشان به اندازه کافی صحبت نمیکند؛ در حالی که مسئله اصلی این است که او بارها صحبت کرده، اما احساس کرده شنیده نشده است.
فرض کنید زنی میگوید:
« این روزها خیلی احساس تنهایی میکنم.»
ممکن است همسرش پاسخ دهد:
«خب من که هر روز برای زندگیمون کار میکنم.»
این پاسخ از نگاه گوینده ممکن است کاملاً منطقی باشد؛ اما الزاماً پاسخ عاطفی مناسبی نیست.
او درباره «زحمت کشیدن» سؤال نکرده است.
درباره «احساس تنهایی» صحبت کرده است.
پاسخ درست و صمیمانه تر یعنی:
«میفهمم. یعنی با اینکه کنار هم هستیم، احساس میکنی از نظر عاطفی از من فاصله گرفتی؟»
همین سؤال میتواند مسیر گفتوگو را تغییر دهد.
پژوهشهای مربوط به پاسخگویی ادراکشده شریک نشان میدهند که احساس فهمیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن، بخش مهمی از تجربه صمیمیت در روابط نزدیک است.
بنابراین یکی از مهارتهای کلیدی زوجین، گوش دادن برای فهمیدن است، نه گوش دادن برای پیدا کردن پاسخ یا دفاع از خود.
زندگی مشترک نباید فقط به مدیریت خانه تبدیل شود
یکی از مشکلاتی که در سالهای زندگی مشترک ممکن است اتفاق بیفتد، تبدیل شدن رابطه زوجی به یک همکاری اجرایی است.
گفتوگوها میشوند:
«کی بچه ها رو می بره مدرسه؟»
«قبض پرداخت شد؟»
«چه چیزهایی باید بخریم؟»
«فردا کی می ره دنبال بچه ها؟»
این گفتوگوها ضروریاند، اما اگر تمام ارتباط زوجین به همین موارد محدود شود، ممکن است نقش «همسر بودن» به تدریج زیر سایه نقشهای والد، کارمند، مدیر خانه و مسئول اقتصادی خانواده قرار بگیرد.
زوجین علاوه بر اینکه باید درباره زندگی هماهنگ شوند، باید درباره خودشان نیز ارتباط داشته باشند.
گاهی باید از یکدیگر پرسید:
«این روزها حالت چطور است؟»
«از زندگیمون راضی هستی؟»
«چه چیزی این روزها بیشتر خستهات میکند؟»
«چه چیزی باعث میشود بیشتر احساس کنی دوستت دارم؟»
این پرسشها سادهاند، اما دقیقاً همان جایی را هدف میگیرند که صمیمیت در آن شکل میگیرد.
صمیمیت جنسی؛ بخشی مهم، اما نه تمام صمیمیت
وقتی درباره صمیمیت زوجین صحبت میکنیم، نمیتوان رابطه جنسی را نادیده گرفت؛ اما از طرف دیگر، تقلیل دادن صمیمیت به رابطه جنسی نیز خطاست.
رابطه جنسی برای بسیاری از زوجین یکی از مسیرهای مهم تجربه نزدیکی و پیوند است و کیفیت ارتباط درباره مسائل جنسی میتواند نقش مهمی در رضایت زوجین داشته باشد.
در یک فراتحلیل که توسط Allen B. Mallory انجام شد و ۹۳ مطالعه با مجموع ۳۸٬۴۹۹ فرد در رابطه را بررسی کرد، ارتباط مثبت میان ارتباط جنسی و رضایت از رابطه و رضایت جنسی مشاهده شد. نکته مهم این بود که کیفیت ارتباط جنسی ارتباط قویتری با رضایت داشت تا صرفاً تعداد دفعات صحبت کردن درباره مسائل جنسی.
بنابراین زوجین باید بتوانند درباره نیازها، ترجیحات، نگرانیها و مشکلات جنسی خود با احترام و بدون تحقیر صحبت کنند.
گاهی مشکل از خود رابطه جنسی شروع نمیشود؛ بلکه از جایی آغاز میشود که یکی از زوجین نمیتواند درباره نیاز خود با دیگری صحبت کند.
تنظیم هیجان؛ مهارتی که بسیاری از زوجین جدی نمیگیرند
زوج موفق، زوجی نیست که هرگز عصبانی نمیشود.
اختلاف، خشم، ناامیدی و دلخوری بخشی از هر رابطه انسانی هستند.
تفاوت زوجین در نحوه مواجهه با این هیجانات است.
اگر فرد هنگام خشم به توهین، تهدید، تحقیر یا قطع ارتباط متوسل شود، رابطه آسیب میبیند.
بنابراین یکی از مهارتهای مهم در زندگی مشترک، شناخت لحظهای است که ادامه بحث دیگر مفید نیست.
در چنین شرایطی، میتوان گفت:
«الان احساس میکنم شدت ناراحتی من اجازه نمیدهد درست صحبت کنم. کمی فاصله میگیرم و بعد برمیگردم.»
این «بعد برمیگردم» بخش مهم جمله است.
چون فاصله گرفتن بدون بازگشت، میتواند به طرد عاطفی تبدیل شود.
راهکارهایی برای بازسازی صمیمیت
بازسازی صمیمیت معمولاً با یک اتفاق بزرگ شروع نمیشود؛ با تغییر رفتارهای کوچک و تکرارشونده آغاز میشود.
۱. روزانه چند دقیقه فقط برای یکدیگر وقت بگذاریم
حتی ۱۵ تا ۲۰ دقیقه گفتوگوی بدون تلفن همراه و بدون پرداختن به امور اجرایی خانه میتواند شروع خوبی باشد.
موضوع گفتوگو هم الزاماً مشکل رابطه نیست.
گاهی فقط باید درباره روز، احساسات، خاطرات یا چیزهایی که برایمان جالب بوده صحبت کنیم.
۲. نیاز را به جای سرزنش بیان کنیم
به جای:
«تو اصلاً به من توجه نمیکنی.»
بگوییم:
«دلم میخواهد این روزها زمان بیشتری را با هم بگذرونیم.»
به جای:
«تو هیچوقت حرف منو نمیفهمی.»
بگوییم:
«وقتی درباره این موضوع صحبت میکنم، دوست دارم اول فقط به حرفم گوش بدهی.»
این تغییر کوچک، فضای گفتوگو را از دفاع و حمله به سمت همکاری میبرد.
۳. قبل از حل مسئله، احساس همسر را ببینیم
همیشه لازم نیست فوراً راهحل بدهیم.
گاهی یک جمله مانند:
«میفهمم که این موضوع واقعاً برایت سخت بوده.»
از ده توصیه کاربردیتر است.
۴. به دعوتهای کوچک برای ارتباط پاسخ بدهیم
گاهی همسر با یک سؤال ساده، یک شوخی، نشان دادن یک تصویر یا حتی گفتن یک اتفاق روزمره، در واقع در حال ایجاد یک فرصت برای ارتباط است.
اگر این دعوتها دائماً نادیده گرفته شوند، فاصله عاطفی بیشتر میشود.
۵. درباره مسائل جنسی گفتوگوی امن داشته باشیم
گفتوگوی جنسی نباید فقط در زمان تعارض یا نارضایتی اتفاق بیفتد.
زوجین باید بتوانند بدون خجالت و تحقیر درباره خواستهها و نگرانیهای خود صحبت کنند و در صورت وجود مشکلات پایدار، از متخصص کمک بگیرند.
۶. اختلاف را به مسابقه تبدیل نکنیم
هدف گفتوگوی زوجین نباید تعیین برنده باشد.
گاهی هیچکس برنده نیست؛ بلکه هر دو باید یاد بگیرند چگونه با یک تفاوت زندگی کنند.
جان گاتمن نیز در آثار خود بر این نکته تأکید کرده است که بخشی قابل توجه از مشکلات زوجین، ناشی از تفاوتهای پایدار است و الزاماً قرار نیست همه اختلافها بهطور کامل «حل» شوند؛ بلکه زوجین باید شیوه سالمتری برای مدیریت آنها پیدا کنند. پژوهشهای گاتمن نیز نشان دادهاند که بخش بزرگی از مشکلات زوجی، ماهیتی تکرارشونده دارند.
چه زمانی باید از متخصص کمک گرفت؟
گاهی زوجین آنقدر دیر برای کمک تخصصی مراجعه میکنند که سالها الگوی مخرب در رابطه تثبیت شده است.
در حالی که مراجعه به زوجدرمانگر الزاماً به معنای شکست رابطه نیست.
بررسی پژوهشهای انجامشده در فاصله سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹ توسط Doss، Roddy، Wiebe و Johnson نشان داد که چند رویکرد زوجدرمانی از جمله درمان رفتاری زوجی، درمان شناختی-رفتاری زوجی، درمان متمرکز بر هیجان و درمان رفتاری یکپارچه زوجی، پشتوانه پژوهشی قابل توجهی برای درمان پریشانی رابطه دارند.
بنابراین زمانی که تعارضها مزمن شدهاند، گفتوگو دیگر امکانپذیر نیست، صمیمیت بهشدت کاهش یافته، مشکلات جنسی پایدار وجود دارد یا یکی از زوجین احساس ناامنی و تنهایی عمیق میکند، کمک گرفتن از متخصص میتواند تصمیمی مسئولانه برای حفظ سلامت فرد و رابطه باشد.
صمیمیت؛ چیزی که باید دوباره انتخابش کرد
شاید مهمترین نکته در صمیمیت زوجین همین باشد:
زوجهای صمیمی الزاماً زوجهایی نیستند که اختلاف ندارند؛ زوجهایی هستند که در میان اختلافها، هنوز یکدیگر را دشمن خود نمیبینند.
صمیمیت یعنی بتوانم به همسرم نزدیک شوم، درباره احساسات و نیازهایم صحبت کنم و در عین حال، احساس کنم شأن، ارزش و امنیت عاطفی من در این رابطه محفوظ است.
و شاید در نهایت بتوان صمیمیت را در یک جمله خلاصه کرد:
صمیمیت یعنی «در کنار تو بودن، بدون اینکه برای نزدیک شدن به تو مجبور باشم خود واقعیام را پنهان کنم.»
نویسنده: مریم شکیبا، روانشناس و مشاور