سوءمصرف مواد یا الکل،مراقب ناکافی،غفلت و سبک ناسالم فرزندپروری،خشونت وزندگی پرتنش وعدم امنیت روانی جسمی ،عدم تعامل مثبت و حمایتگری و حساسیت والدینی،حس ازاردهنده والد والدین خویش بودن و مراقب از والدین و پذیرفتن نقش آنها در سنین بازی وعدم شکل گیری استقلال و تمایزیابی هویت کودک،میتواند به شکلگیری مشکلات روانشناختی خاصی مانند:آلوده شدن زودهنگام به علت در دسترس بودن مواد و همچنین حس انتقام و و خود تخریبی ،خشم معطوف به خود ،خودکشی در دوران پرآشوب نوجوانی،افسردگی و اضطراب،بزهکاری،ترک تحصیل و فرار از منزل،تکانشگری،عزت نفس شکننده،عدم انسجام هویت،حس شرم عمیق از داشتن چنین والدینی و انزوای اجتماعی ،طرد شدگی، ترس و وحشت زدگی در دنیایی ناامن ، ایثارگری افراطی در کودکی و پرخاشگری سادیستیک در بزرگسالی منجر شود.
در چنین محیطی نیاز دلبستگی،امنیت عاطفی و روانی ، نیازهای بنیادی و عاطفی کودک دچار نقصان میشودو به سلامت رشدی و جسمی و روانی وی آسیب جبران ناپذیری میزند.🌿
شناخت و ابراز صحیح احساسات یکی از مولفه های پیش بینی کننده سلامت روان است که در حوزه های بین فردی ،ارتباط موثر با خانواده هسته ای،تعارض زوجین ،فرزندپروری و موقعیت های شغلی تاثیر بسزایی دارد.از این رو شناخت احساسات و هیجان های پایه و نحوه کارکردشان ضرورت می یابد.هرفردی با ۸ ظرفیت هیجانی بدنیا میآید که کارکرد تکاملی مثبت دارند تازمانی که متناسب و به اندازه باشند در غیر اینصورت اگر از تعادل خارج شوند باید مدیریت شوند.احساس( ترس ،خشم،محبت،نفرت،گناه،شرم،شادی،غم ) .بنابراین اگر احساسات پایه و نحوه ابراز صحیح آنها را نشناسیم شناخت منفی به آنها داشته باشیم در هنگام مواجه با آنها از سبک های مقابله اجتناب و حمله و تسلیم استفاده کرده و به نوعی آنها را سرکوب میکنیم تا از اضطراب خود بکاهیم ،با این عملکرد به سلامت فردی و بین فردی و ارتباط موثر با دیگران آسیب بیشتری میزنیم .
انسان موجودی اجتماعی است و در بستر روابط و فرایند اجتماعی شدن منابع درون روان را که شامل عزت نفس ،تاب اوری،کنترل هیجان،استقامت ذهنی،کیفیت روابط بین فردی ،مثبت اندیشی،مدیریت استرس،خود پنداره مثبت،عزت نفس هست را رشد و ارتقا میدهد.اگر قرار باشد محیط اجتماعی و تعاملاتش بواسطه ابراز نکردن احساسات محدود شود دچار تعارضات بین فردی ،زناشویی و فرزند پروری شده و سلامت روانش تهدید و عزت نفسش متزلزل میشودو مشکلات روانشناختی وسیع تری از جمله نشخوار فکری،افسردگی،پوچی،تنهایی،خشم و شرم حل نشده،مشکلات سایکوسوماتیک(روان تنی)،و مشکلات جنسی میشود و هرچه در این چرخه معیوب افکار و احساسات خود گرفتار شود بیشتر آسیب میبیند.لازم است بدانیم فرد به دلایلی از ابراز احساساتش دوری میکند که ریشه در باور های بنیادین،قواعد،افکار نامعقول و طرحواره های (سازه های روان) و سبک های مقابله ای و کلیشه های فرهنگی وی دارد .
فردی با افکاری چون : اگر نزدیک شوم و احساساتم را ابراز کنم از دستش میدهم. /مدیرم از دستم عصبانی میشود/ بیان احساس کار اشتباهی است و برایم دردسر میشود/ابراز احساس نشانه ضعف من است .
والدین ناآگاه آهنگ رشد کودک را نادیده گرفته و شایستگی وی را به رسمیت نمیشناسند و عامل خودابراز گری سالم را در اثر عزت نفس شکننده از کودک میگیرند ،چنین فردی در بزرگسالی قادر به بیان احساس و ابراز وجود خود نیست .
افراد بدلیل ترس از ابراز وجود ،عزت نفس متزلزل، خصومت و خشم حل نشده،شرم نادیده و طرد شدن،انتقاد پذیری،کمال گرایی افراطی و یا ویژگی های شخصیتی متفاوت به دلیل داشتن شخصیت های اجتنابی ،وابسته،اسکیزویید (برای حفظ روابط) از احساسات خود اجتناب میکنند .
نحوه ابراز احساسات: ۱-نامه نوشتن۲-نوشتن تجربیات و احساسات روزانه۳-اموزش جراتمندی۴-کاهش اضطراب از طریق تنفس دیافراگمی۵-کشف طرح واره های ناسازگار۶-ابراز وجود صادقانه۷-افزایش روحیه انتقاد پذیری ۸-بیان خواسته های خود به شکل پیشنهادی۹-مذاکره و حل مساله به روش برد -برد ۱۰-افزایش عزت نفس ۱۱-بررسی افکار مزاحم ناارزنده ساز خود و خطاهای شناختی
اغلب افرادی که اقدام به خودکشی میکنند، نشانههایی هم جهت و مرتبط با قصد خود آشکار میکنند که در صورت آگاهی افراد نزدیک از آنها و رفتار و واکنش مناسب،می توان کمک های شایان ذکری در جهت پيشگيری از خودکشی به افراد در معرض خطر کرد.
نشانه های هشداردهنده در دو گروه کلامی و غیرکلامی دستهبندی میشوند.
* نشانههای کلامیِ خودکشی عبارتاند از: صحبتکردن یا نوشتن دربارۀ مرگ یا مردن؛ نوشتن شعر یا داستان دربارۀ مرگ؛ صحبتکردن دربارۀ آشفتگی و پریشانی و رنجِ روانی شدید؛ ابراز ناامیدی از حل مشکلات؛ نوشتن وصیتنامه؛ صحبت دربارۀ خودکشی؛ خداحافظیهای بااحساسات و غیرمعمول؛ تهدیدکردن به خودکشی. هشداردهندههای کلامی گاهی بسیار آشکارند؛ مانند «مرگ را بسیار دوست دارم»، «من قصد دارم خودم را بکشم»،«کاش میشد با یک اتوبوس تصادف کنم» و گاهی نشانههای کلامی غیرآشکارند؛ مانند «من آرزو میکنم که بخوابم و از خواب بیدار نشوم»، «تا چند روز دیگر غصهخوردن تمام میشود»، «تا چند روز دیگر همه به آرامش میرسیم».
*نشانههای غیرکلامی خودکشی عبارتاند از: بخشیدن وسایل خود به دیگران؛سر و ساماندادن کارهای نیمهتمام؛ مرتبکردن امور شخصی؛ وکالتدادن در امور مهم به دیگران؛ اجتناب از دوستان و خویشاوندان و ارتباطات اجتماعی؛ تحریکپذیری؛ خشم و پرخاشگری شدید؛ آشفتگی و پریشانی شدید؛ رنج روانی شدید؛ تمایل به مرگ؛ تمرکز غیرمعمول بر مرگ یا مردن یا خشونت؛ ناامیدی در زمینۀ تغییرات مثبت آینده؛ احساس درماندگی؛ احساس بیارزشی؛ احساس شرم و نفرت از خود؛ احساس بارِ اضافیبودن؛ جستوجو دربارۀ روشهای خودکشی در اینترنت؛ تلاش برای خریدن برخی وسایل مرتبط، مانند سم و دارو؛ احساس آرامش ناگهانی پس از افسردگی شدید.
انسان موجودی اجتماعی است و در بستر روابط و فرایند اجتماعی شدن منابع درون روان را که شامل عزت نفس ،تاب اوری،کنترل هیجان،استقامت ذهنی،کیفیت روابط بین فردی ،مثبت اندیشی،مدیریت استرس،خود پنداره مثبت،عزت نفس هست را رشد و ارتقا میدهد.
اگر قرار باشد محیط اجتماعی و تعاملاتش بواسطه ابراز نکردن احساسات محدود شود دچار تعارضات بین فردی ،زناشویی وفرزند پروری شده و سلامت روانش تهدید و عزت نفسش متزلزل میشود و مشکلات روانشناختی وسیع تری از جمله نشخوار فکری،افسردگی،پوچی، تنهایی،خشم و شرم حل نشده،مشکلات سایکوسوماتیک(روان تنی) و مشکلات جنسی میشود.
والدین ناآگاه آهنگ رشد کودک را نادیده گرفته و شایستگی وی را به رسمیت نمیشناسند و عامل خودابراز گری سالم را در اثر عزت نفس شکننده از کودک میگیرند ،چنین فردی در بزرگسالی قادر به بیان احساس و ابراز وجود خود نیست .
افراد بدلیل ترس از ابراز وجود ،عزت نفس متزلزل، خصومت و خشم حل نشده،شرم ،طرد شدن،انتقاد پذیری،کمال گرایی افراطی از بروز احساسات خود اجتناب میکنند.🌿
تحقیقات نشان می دهد که مشکلات روانشناختی و شخصیتی و نداشتن مهارت در زمینه های ارتباطی و همچنین عدم کنترل و مدیریت هیجانات،از مهمترین عوامل خودکشی و افکار خودکشی است.این موارد به شرح زیر است:
۱-بیماری روانشناختی:مهمترین بیماریهای روانشناختی مرتبط با افکار خودکشی عبارتند از: افسردگی(بیشترین فراوانی)، اختلال دوقطبی، اختلال شخصیت مرزی و اسکیزوفرنی که این بیماری های روانشناختی فرد را دچار رنج روانی و پریشانی میکند و به مرور زمینه ساز افکار خودکشی است.
۲-مشکلات شناختی که شامل ناتوانی در حل مسأله، فقدان هوش و استعداد کافی، دید تونلی و تحریفهای شناختی است.
۳-مشکلاتی هیجانی: مهمترین مشکلات هیجانی عبارتند از: ناتوانی در تحمل آشفتگی و پریشانی، تابآوری پایین، ناتوانی در تنظیم هیجان، حساسیّت هیجانی بالا، انعطافپذیری پایین و نوسان خلقی شدید، احساس ناتوانی، احساس تنهایی، احساس بیارزشی، احساس ناامیدی.
۴-مشکلات رفتاری: مهمترین مشکلات رفتاری تکانشگری،خشم و پرخاشگری است.
۵-نگرشها و طرحوارههای ناکارآمد: نگرشها و طرحوارههای ناکارآمد مانند احساس پوچی، هویت سردرگم، احساس بیارزشی، طرحواره طرد و رهاشدگی، سبک اسناد منفی و احساس عدم کنترل.
۶-مشکلات بین فردی: هوش هیجانی و مهارت ارتباط موثر فرد پایین است.
۷-تجربه تروما (PTSD)
۸-اعتیاد
۹-مشکلات در هویت و جهتگیری جنسی
۱۰-مشکلات سازگاری: فرد با شرایط جدیدی که برایش ایجاد شده است نمیتواند سازگار شود.