child misbehaving 2520545b 1آبتین پسری 6 ساله است که به پیشنهاد معلم پیش دبستانی به مشاور مدرسه ارجاع داده شده است. مشاور پس از صحبت با والدین و شنیدن مدل رفتاری او در خانه مثل تمایل زیاد به بازی با کبریت ، فراموش کردن صحبت والدین در زمان بسیار کوتاه ، دائم در حرکت بودن و عدم توجه حتی به برنامه تلویزیونی مورد علاقه به طور کامل و دقیق و قرار دادن آن در کنار نظرات معلم که اعلام کرده آبتین در کلاس حتی دو دقیقه روی صندلی نمینشیند ، تمایل شدید به خروج دائم از کلاس دارد و معمولا سر به سر بقیه بچه ها میگذارد و صحبت های معلم را در اکثر مواقع نمی شنود؛ برای او تشخیص بیش فعالی داده و به والدین او توصیه میکند که به یک روان پزشک مراجعه کنند.

پیش فعالی یا ADHD نوعی مشکل عصبی رشدی است که باعث میشود کودک رفتار تکانشی و خارج از کنترلی داشته و در توجه به امور دچار نقصان باشد(انجمن روانپزشکی آمریکا؛ 2013). اما این بدان معنا نیست که او از نظر ذهنی ضعیف و یا دارای مشکل است. کمبود توجه و تمرکز در این افراد، اطرافیان بدون شناخت را به این گمان می اندازد که او در علم آموزی و یا ارزش گذاری بر روی امور و مفاهیم دچار ضعف است و همچنین رفتار تکانشی این گمان را می¬پروراند که این افراد نحوه تعامل اجتماعی را نیاموخته اند و یا برایش ارزشی قائل نیستند. اما واقعیت چیست؟

تابو و پذیرش:

در کشور ما تا همین اواخر مراجعه به روانپزشک و حتی مشاور و روانشناس تابوی بزرگی محسوب میشد. این تابو علاوه بر درگیری فرد دارای اختلال خانواده او را نیز درگیر میکرد. هنوز هم در برخی خرده فرهنگ ها مراجعه به متخصصین حوزه روان برای خانواده هایی که به نحوی درگیر مشکلات مربوط به روان هستند، دشوار است (مشهدی؛ 2015). در اینجا باید به این دست افراد یادآور شد که چه عواقبی در پس این عدم مراجعه وجود دارد. در زمینه بیش فعالی باید به خانواده ها خاطر نشان کرد که عضو دارای اختلال در هنگام استفاده از عوامل درمانی (تحت تاثیر قرص، نوروفیدبک و یا درمان های روانشناسانه) شخصیت واقعی خود را بروز میدهد و رفتاری که در هنگام عدم وجود این عوامل از خود بروز میدهد در واقعیت شخصیت فرد نیست و این عناصر عصبی بیش فعالی است که کنترل اوضاع را به دست گرفته و فرمانروایی میکند (فلت، بیرمن، کریستنر، کوچهر؛ 2014).

با این آگاهی خانواده باید انتخاب کند که ترجیح میدهد عضو دارای اختلال با قرار گرفتن تحت درمان بتواند از هوش و توانایی های سرشار خود بهترین استفاده را ببرد و یا با شخصیتی بدون کنترل بر روی تکانش ها و کم اهمیت گرفتن مباحث مهم زندگی که در دانش آموزان میتواند تحصیل و علم آموزی باشد و در بزرگسالان بسیاری موارد گسترده تر شناخته شود!؟

علاوه بر تاثیر این پذیرش بر روی شناخت جامعه از فرد دارای اختلال در مواردی که فرد درگیر نقص توجه است نیز میتواند از آن جهت که تمرکز بر علم آموزی برای او دشوار است در شکل گیری آینده او تاثیر چشم گیری بگذارد، و نقش آفرینی مفید و همراه با آگاهی خانواده میتواند در حال و آینده فرزندان نقش آفرینی پر رنگ و ماندگاری داشته باشد( آبل، جانسون، آدلر، سویندر؛ 2007).

تشخیص و کنترل:

اکنون باید دید تشخیص اولیه اختلال بیش فعالی چگونه است و راه کار مناسب برای کنترل آن چه میتواند باشد؟

برای تشخیص بیش فعالی آزمایش پزشکی خاص و یا تصویر برداری وجود ندارد و این تشخیص عملا توسط متخصصین حوزه روان با استفاده از چک لیست اعلامی که از طرف خانواده و محیط اجتماعی کودک عنوان میگردد قابل بررسی و کشف است. بیش فعالی غالبا با اختلالاتی همچون ناتوانی در یادگیری و مشکلات عاطفی ممکن است اشتباه گرفته شود و شباهت علائم در خانه و مدرسه و هماهنگی معلم و اولیا در تشخیص و کمک به این کودکان کمک کننده است (ملک پور، شریعت، قمرانی؛ 1394).

از مهمترین نشانه هایی که میتوان برای اختلال بیش فعالی از آنها در اینجا یاد کرد پر تحرکی ، تکانشگری و بی توجهی است . توصیه به اولیای دانش آموزانی که این علائم را هم در خانه و هم در مدرسه از خود بروز میدهند این است که با مراجعه به درمانگران حوزه روان هرچه سریع تر از انواع گوناگون درمانهای موجود استفاده کنند، تا بتوانند از جدا افتادن فرزندشان در محیط های دوستی و اجتماعی جلوگیری به عمل آورند و کودکشان را با شخصیت واقعی اش به جامعه بشناسانند . در گذشته تشخیص این اختلال تا سال اول دبستان انجام نمیشد، اما اکنون با توجه به حضور کودکان در سالهای پیش دبستانی این امر زودتر ممکن است و به شناسایی و درمانشان کمک میکند(کمیته فرعی اختلال توجه و بیش فعالی آمریکا؛ 2011).

در اینجا چند توصیه کوتاه برای همراهی خانواده ها با کودک بیش فعال ارائه میدهیم تا این همنشینی را دلنشین¬تر و راه را برای رشد کودک هموارتر کنیم. از جمله این راهکار ها میتوان به گوشزد کردن نکات مثبت کودک به او، قاطعیت در تصمیمات، گوش دادن به صحبت های کودک با صبوری، سپردن کارها و مسئولیت های ساده به کودک که بتواند به راحتی از پس آنها بر بیاید و در نهایت انتقاد نکردن دائم از رفتار اشتباه کودک که بر اثر علائم بیش فعالی اتفاق میافتند. در کنار این اقدامات ورزش هایی مانند یوگا و تای چی نیز در رابطه با این کودکان کمک کننده است و به آنها در بالا بردن تمرکز و آرامش یاری میرساند(کمیته فرعی اختلال توجه وبیش فعالی آمریکا؛ 2011).

حرف آخر:

در پایان یادآور میشویم تمام کلافگی و خستگی والدین مخصوصا مادران کودک بیش فعال طبیعی است . آنها حق دارند که گاهی تاب و تحمل شرایط برایشان دشوار باشد. همراهی همسر و خانواده و درک شرایط کمک کننده ی بسیار بزرگی است و نمیتوان نقش آن را در آرامش و بهبود شرایط خانواده نادیده گرفت. بنابراین خانواده ها و اولیای مدرسه را به همیاری و درک در این زمینه تشویق میکنیم، با این نوید که اکثر کودکان دارای این اختلال در سنین نوجوانی بهبود میابند (کمیته فرعی اختلال توجه و بیش فعالی آمریکا؛ 2011).

با آرزوی بهروزی برای تمام کودکان سرزمین ایران.

منابع:

مشهدی، علی. (2015). راهنمای جامع مدیریت اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی (ADHD): آنچه والدین لازم است بدانند.‎

ملک پور, مختار, شریعت, ارغوان, & قمرانی. (2015). اثربخشی آموزش الگوی ارتباطی زوجین بر میزان علائم نقص توجه و بیش‌فعالی دانش‌آموزان. پژوهش های علوم شناختی و رفتاری, 5(1), 95-106.‎

APA, A. P. A. (2013). Diagnostic and statistical manual of mental disorders. The American Psychiatric Association.

Able, S. L., Johnston, J. A., Adler, L. A., & Swindle, R. W. (2007). Functional and psychosocial impairment in adults with undiagnosed ADHD. Psychological medicine, 37(1), 97-107.

Felt, B. T., Biermann, B., Christner, J. G., Kochhar, P., & Van Harrison, R. (2014). Diagnosis and management of ADHD in children. American Family Physician, 90(7), 456-464.

Subcommittee on Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder, Steering Committee on Quality Improvement and Management. (2011). ADHD: clinical practice guideline for the diagnosis, evaluation, and treatment of attention-deficit/hyperactivity disorder in children and adolescents. Pediatrics, 128(5), 1007-1022.

 

 

 

 

 

 

 

گاهی اوقات دختران و پسران قبل ازدواج باورهایی دارند که بیشتر شبیه رویا و خیالپردازی است تا واقعیت و اگر با این عقاید وارد زندگی متاهلی بشوند قطعا خیلی زود دلسرد و ناامید خواهند شد و احساسات منفی زیادی رو تجربه می کنند. منشا این باورها می تواند خانواده، رسانه و هر چیزی دیگری باشد

در ادامه به بعضی از این باورهای غلط اشاره می کنم

ما برای ازدواج فقط به عشق نیاز داریم و اگر عاشق باشیم از پس هر مشکلی برمیایم*

زن و شوهر بعد از ازدواج باید همیشه خوشحال باشند*

درباره هر مسئله ای باید نظر موافق و شباهت کامل داشته باشیم*

زن و شوهر باید همه چیز را از گذشته یکدیگر بدانند*

 زن و شوهر بعد از ازدواج دیگه نیاز به گفتگو ندارن و باید از چهره و رفتار و حس همدیگه متوجه همه چیز بشن*

مطمئنا هیچ کدام از این موارد در زندگی متاهلی به طور کامل و صد در صدی اتفاق نمی افتد و اگر دو نفری که قرار است ازدواج کنند این عقاید را تعدیل و به دنیای واقعی نزدیک کنند، قطعا می توانند زندگی متاهلی خیلی بهتری را با هم تجربه کنند

در مورد ازدواج های مجدد چه تصورات نادرستی وجود دارد؟

نویسنده : نسیبه کمالی

مدت زمان مطالعه :3 دقیقه

اینکه به دنبال پیدا کردن باورهای اشتباه در مورد ازدواج هستید، خیلی انتخاب عاقلانه‌ای است. چرا؟ چون وقتی از همین حالا با این باورها آشنایی پیدا کنید، انتظارات‌تان کاهش پیدا می‌کند. انتظارات زیاد و اشتباه از ازدواج هم یکی از آن چیزهایی است که می‌تواند به راحتی یک رابطه را به بیراهه و در نتیجه شکست ببرد. پس در این مقاله با مهم‌ترین باورهای غلط مربوط به رابطه آشنا خواهیم شد.

ازدواج میکنم تا زخم رابطه شکست خورده ام خوب شود:

ممکن است که فرد تصمیم بگیرد که با ازدواج رابطه یا رابطه های شکست خورده خود را التیام دهد که باز هم این نوعی فرار از مشکلات قبلی بدون حل و فصل آنهاست. پیامدهای منفی را برای چنین ازدواج هایی پیش بینی نمی شود.

دوستی قبل از ازدواج تضمین کننده یک ازدواج موفق است: شناختی که دو نفر حین رابطه دوستی به دست می آورند تضمین کننده ازدواج موفق نیست چون دوستی و ازدواج از نظر هدف ، کیفیت رابطه، انتظارات و چهارچوب دوستی متفاوت اند.

ازدواج میکنم بعد او را تغییر میدهم:برخی افراد به امید تغییر طرف مقابل وارد رابطه می شوند اما واقعیت این است که مساله کلیدی در ازدواج پذیرش دیگری است با همه معایب و خوبی ها که نیازمند انتخاب با چشم باز است.بعلاوه هیچ آدمی قدرت تغییر دیگری را بدون خواست او را نخواهد داشت.بنابراین ازدواج انسان سازی نیست بلکه یک انتخاب است.

شانس فقط یکبار در خانه آدم را می زند: ممکن است افراد با اعتقاد به این باور نادرست در فرآیند تصمیم گیری تحت فشار الزام درونی"شانس" قرار بگیرد و بدون تحقیق و بررسی یا مشورت و شناخت کافی از طرف مقابل ، عجولانه پاسخ مثبت بدهند.چه بسا بعدها شکست و حتی مشکلات زندگی، ناشی از اهمال کاری و بی مهارتی خود را به گردن "تقدیر" بی اندازد.

قیافه مهم نیست: برخی معتقدند قیافه و ظاهر مهم نیست چون عادی میشود گرچه این باور تا حدودی درست است که در طول زندگی مشترک زیبایی و شکل طرفین رنگ میبازد اما نکته اینجاست که شکل ظاهر و قیافه تا حدودی باید باشد که طرفین مجبور به تحمل هم نباشند و زیبایی نسبی باید وجود داشته باشد.این ملاک جز ملاک های مهم انتخاب همسر محسوب میشود اگر فردی از روز اول به دل فرد مقابل نچسبد ممکن است احساس ناخوشایند در فرد برای همیشه ایجاد کند.

خلاصه: باورهای اشتباه نسبت به ازدواج، می‌تواند انتظارات غلطی در ما ایجاد کرده و باعث شود در رابطه سرخورده شویم و به مرور رابطه را به بیراهه ببریم. پس باید حتما قبل از وارد شدن به یک رابطه جدی با آنها آشنا شویم.شما چه تصورات و معیارهای اشتباه را میشناسید که ما در این مقاله به آنها اشاره نکردیم؟آنها را با ما در میان بگذارید.

 

 

000.jpg

یکی از چالش های مهمی که والدین با آنها روبه رو هستند بحث دروغگویی فرزندان است .

خیلی از والدین از اینکه فرزندشان دروغ می گوید ابراز ناراحتی می کنند و در پی درمان آن هستند .

در این نوشتار قصد داریم در این مورد و دلایل آن باهم صحبت کنیم .

یادمان باشد فرزندان ما دروغگو به دنیا نمی آیند ، آنچه باعث دروغگو شدن آن ها می شود رفتار ، عملکرد و واکنش ما به عنوان بزرگسال است که باعث دروغگو شدن آنها می شود .

بسیاری از بچه ها از دروغ گفتن توجه گرفته اند و برای همین است که وقتی یک بار مساله ای را خلاف آن طور که هست بیان می کنند ( نام گذاری مجدد برای دروغگویی ) آن رفتار واکنش متفاوت والدین را به دنبال داشته و برای همین دوباره آن رفتار را تکرار می کنند ، چرا که بعضاً شاهد این هستیم که متأسفانه فرزندانمان از رفتارهای مثبتی که دارند واکنشی از سمت ما والدین دریافت نمی کنند اما به محض اینکه خلاف نظر ما را انجام دهند فوری واکنش ( بعضاً هم واکنش منفی ) از خود نشان می دهیم .

دلیل دیگر دروغگویی فرزندان این است که اکثر بچه ها پس از اعتراف به خطای خود معمولاً از مجازات و توبیخ والدین مصون نخواهند بود و مورد شماتت آنها قرار می گیرند .

در حقیقت توبیخ و تنبیه بزرگترها است که فرزندان را به سمت دروغگویی سوق می دهد . چرا که فرزندان در ارتباط مداوم و تجربه با والدین کم کم یاد می‌گیرند و متوجه می شوند که راست گویی موجبات زحمت برای آنهاست و دروغگویی برعکس برای آنها سودمند هست ( هرچند کوتاه مدت)   و کم کم ناچار می شود برای دفاع از خودش به دروغ متوسل می شود و این چنین است که ما با یک فرزند درغگو روبه رو می شویم .

  • چه ازدواج هایی نادرست است؟

نویسنده : نسیبه کمالی

مدت زمان مطالعه :3 دقیقه

  • یکی از دلایل افزایش میزانِ طلاق و نارضایتمندی‌های زناشویی، داشتن انتظارات بیش ­ازحد و غیرواقع­ بینانه از ازدواج است که هر یک از زوج­ها آشکار یا پنهان به زندگی مشترکشان وارد می­کنند. بیشتر اوقات علی‌رغم شکایت­های خاصی که زوج­ها ممکن است با خود به جلسات مشاوره بیاورند، اصل مشکلشان این است که فکر می­کنند ازدواجشان امیدها و انتظاراتشان را برآورده نمی‌­سازد. غافل از اینکه گاهی این انتظارات غیرواقع‌­بینانه و نادرست­‌اند. بنابراین برای دستیابی به ازدواج موفق و تشخیص درستی و نادرستی انتظاراتمان باید باورهایمان را مرور کنیم.به نظر شما کدامیک از باورهای زیر درست و یانادرست است؟

شورش علیه والدین : خیلی ها به خاطر این ازدواج می کنند که از خانواده هایشان به دلیل عدم امنیت روانی ،جدا شوند و به آرامش برسند.در خانواده هایی که یکی از والدین به هر دلیلی  ثبات اخلاقی و ارتباط خوبی با فرزندان ندارند باعث میشود فرزندان برای رهایی از تشنج های داخل خانه تن به ازدواج دهند تا از خانه پدری بیرون بروند.در این نوع ازدواج ها فکر و ذکر فقط لج کردن با خانواده است و نه پیدا کردن یک شریک خوب برای زندگی.

جستجوی استقلال :معمولا آدم ها اول باید مستقل شوند تا بعد ازدواج کنند اما گاهی قضیه برعکس می شود.بعضی ها می خواهند به وسیله ازدواج که یک دلیل بیرونی است مستقل شوند یعنی خودشان را با ازدواج به استقلال میرسانند.در خانواده هایی که پدر و مادر کنترل کننده وجود دارد و اجازه تصمیم به فرزند داده نمیشود فرزندان در سنین انتخاب که قرار میگیرند تصمیم میگیرند با ازدواج به والدین نشان دهند میتوانند به درستی زندگی خود را اداره کنند بنابراین بهترین تصمیم به نظر آنها ازدواج است و دست به انتخاب میزنند.

نیاز جنسی :بر طرف ساختن این نوع نیاز ، می تواند قسمتی از دلایل ایجاد یک زندگی مشترک باشد اما نمی تواند تنها دلیل برای ازدواج باشد. با این نگرش تک بعدی ازدواج خوش فرجامی در پیش رو نخواهد بود.

دلایل اقتصادی : بعضی وقت ها انگیزه دختر و پسر در انتخاب همسر فقط رفع نیازهای اقتصادی است.به طور مثال پسر برای ازدواج مد نظر دارد دختر کارمند باشد و خانواده اش از نظر اقتصادی جایگاه متوسط رو به بالا داشته باشد و یا برعکس دختر فقط ملاک ثروت پدر آقا برایش مهم است ، بنابراین در ازدواج های این چنینی از معیارهای اصلی غافل مانده و به محض ورود به زندگی مشترک دچار ناسازگاری میشوند.

احساس گناه : زمانی که ادامه یک ارتباط باعث به وجود آمدن این احساس می شود که اگر ازدواج نکنم به طرف مقابل ضربه خواهد خورد.ازدواج شما نه به خاطر مصلحت بلکه به خاطر فرار از احساس گناه بوده و در آن حال یک طرف نقش ناجی را بازی خواهد کرد که با مصلحت ازدواج منافات دارد. در مورد ازدواج هایی که مدت زمان دوستی یا نامزدی زیادی دارند و به مشکل برخورد میکنند یا یکی از خانواده ها موافق نیستند ، می تواند صدق کند.

احساس ترحم:اگر دل آدم برای یک نفر بسوزد و به همین خاطر با او ازدواج کند، معلوم است که رابطه آنها نمی تواند مثل زن و شوهرهای معمولی عادلانه و برابر باشد.این طوری حتما کسی که دلسوزی کرده بعدها احساس قربانی بودن، پیدا می کند.

شما در بین اطرافیان کسی را میشناسید که یکی از دلایل بالا باعث شکست در ازدواجش شده باشد؟یا دلایل دیگری بیشتر از چیزی که ما آورده ایم میدانید ، آنها را با ما در میان بگذارید.

 

 

 

 

 

 

اتصال به اینترنت قطع شده است